ارتباط با من پيوندها بايگاني صفحه اصلي

برای شما باید تأسف خورد ،آقای نماینده محترم! شعار شما با عمل‌تان تناقض دارد
 
به گزارش "لاهیگ"، رئیس شورای اسلامی شهر لاهیجان دراولین نشست شورای اسلامی شهر لاهیجان در سال 89  اظهار داشت: متأسفانه در آخرین نشست شورای اداری شهرستان در سال 1388، مطالبی از سوی نماینده محترم ابراز گردید که باید برای این‌گونه موضع‌گیری تأسف خورد !
رحیم کشاورز، گفت: غالب موضع‌گیری ایشان،در ارتباط با عزل و نصب‌های بی‌رویه و بی‌قاعده در سطح رؤسای ادارات شهر لاهیجان بود که در نهایت ایشان به شورا توصیه نمودند که شورا به امورات شهری و عمران و آبادی شهر بپردازد و در این بخش دخالت نکند!وی، افزود: برای مزید اطلاع نماینده محترم شهرستان‌های لاهیجان و سیاهکل که اتفاقاً همکار قدیمی اینجانب در سپاه پاسداران بودند، باید عرض کنم که شورای اسلامی شهر لاهیجان، علی‌الخصوص دوره سوم و با توجه به این‌که تعدادی از برادران عضو از ابتدای دوره اول و این دوره حضور داشته و دارند و از تجارب خوبی نیز در این عرصه برخوردار هستند، به هیچ عنوان قصد دخالت در امور اجرایی شهر، حتی شهرداری که تحت نظارت این شورا عمل می‌کند را ندارند، چه رسد به عزل و نصب در سطح ادارات دولتی که البته همه این‌ها، چه برای نمایندگان شورای شهر و چه نمایندگان محترم مجلس شورای اسلامی در قانون به صراحت جایگاه‌شان و حد و حدودشان مشخص شده است.
وی، اضافه کرد: حال سئوال ما این است که آیا نماینده محترم شهر ما ـ جناب آقای قاسمی ـ مسأله تفکیک قوا و شرح وظایف‌شان که در قانون اساسی به آن اشاره شده است را قبول دارند؟! که یقیناً جواب ایشان مثبت خواهد بود. در ادامه سئوال باید پرسید که در کجای قانون، نمایندگان محترم مجلس حق دارند در عزل و نصب رؤسای ادارات دولتی دخالت کنند؟! و چنان‌چه ایشان این حق را به خود بدهند ـ که این کار صورت گرفت ـ چگونه است که هفت نفر از اعضای شورای اسلامی شهر حق هیچ‌گونه حتی اظهار نظری را ندارند؟!
کشاورز، خاطرنشان کرد: درحالی که ماهیت کار شورای اسلامی شهر به گونه‌ای است که از شخص جناب آقای فرماندار محترم که نماینده سیاسی دولت در شهر هستند تا رؤسای محترم دادگستری، سپاه، نیروی انتظامی، دادستان محترم و تمامی رؤسای ادارات دولتی رابطه بسیار نزدیک و تنگاتنگی دارند و همکاری این مجموعه عظیم و هماهنگ باعث گردیده که در بسیاری از موارد، موانع و مشکلات به ظاهر لاینحل را با سرانگشتان تدبیر و همفکری از این شهر برطرف کنند.
رئیس شورای اسلامی شهر لاهیجان، گفت: علی‌رغم گرایش‌های سیاسی که در بعضی از رؤسای ادارات ـ چه در قبل و چه در حال حاضر ـ وجود داشته و دارد، لیکن برخورد شورا، به هیچ وجه برخورد سیاسی نبوده تا کارها خدای ناخواسته گره برخورد! حتی آن‌هایی که مواضع‌شان علیه شورا بوده، شورا هیچ‌گاه برای رفع مشکل مردم با این دسته از رؤسای محترم اداری جبهه‌گیری نکرده و نخواهد نمود.وی، تصریح کرد: شورای شهر به فکر منافع آحاد مردم انقلابی و بافرهنگ این شهر است، با تمام گرایش‌هایی که وجود دارد. بنابراین شورا بدون درنظر گرفتن گرایش فکری و سیاسی افرادی که در مسئولیت ریاست ادارات قرار می‌گیرند و توانمندی، کارآیی و لیاقتی که از خود بروز می‌دهند، دست دوستی و همکاری خود را به منظور حفظ منافع مردم و شهر به گرمی می‌فشارد.
کشاورز، افزود: به برادرم جناب آقای قاسمی  توصیه برادرانه من این است که به عنوان نماینده محترم مردم شریف شهرستان‌های لاهیجان و سیاهکل، به هیچ عنوان در عزل و نصب‌ها مشارکت نکنند، زیرا این قبیل کارها دشمن‌تراشی است! وی، اضافه کرد: ما بر حسب وظیفه و آموزه‌های دینی که از طرف بزرگان دین به ما انتقال یافت، چون از روند پیگیری‌های شما و قصد و نیت‌تان در عزل ریاست محترم قبلی اداره آموزش و پرورش باخبر بودیم، عده‌ای از برادران اصولگرای این شهرستان جهت منصرف نمودن شما از این کار، خدمت حضرت آیت‌ا... قربانی ـ نماینده محترم ولی فقیه در استان گیلان ـ رسیدیم و از نزدیک با حضور مسئولین مربوطه با ایشان صحبت کردیم و ایشان نیز ضمن تأیید پیشنهادهای ما و با تأکید و تأیید عملکرد بسیار خوب برادرمان آقای امیری، سفارش‌های لازم را نمودند، ولی از آن‌جایی که شما تصمیم‌تان را گرفته بودید(!) و قرار نبود به حرف کسی نیز گوش کنید(!) متأسفانه از وزیر پیشنهادی دولت آقای دکتر احمدی‌نژاد، یعنی خانم کشاورز شروع کردید، پس و پیغام دادید و مدیرکل را شدیداً تحت فشار قرار دادید تا به درخواست‌تان جواب مثبت دهد! انگار این مرحله از کار برای شما سکوی پرتابی هست تا بدون عنایت به ویژگی‌های مثبت بعضی از مدیران دستگاه‌های دولتی، همان‌گونه که تعداد آن را در نشست شورای اداری سال 1388 و بعد از عزل آقای امیری عنوان نمودید، مشغول جابه‌جایی مدیران بعدی شوید!رئیس شورای اسلامی شهر لاهیجان با تأکید بر این‌که، از این کوچکترین بپذیرید که تجربه، بالاتر از علم و دانش بدون عمل است، گفت: در جاهایی که اشاره می‌کنید که دیگران (منظور نمایندگان دوره‌های قبل) نیز کارهایی کردند، اما در عین حال تأکید می‌کنید که طی این یک سال و اندی کارهایی که انجام داده‌اید، در زمان و ادوار گذشته نشده است! الله اعلم!
کشاورز، تصریح کرد: نمایندگان محترم مجلس، پل ارتباطی مردم با دستگاه‌های اجرایی هستند که از مسیر درست و قانونی، از حق و حقوق مردم دفاع نمایند! حال سئوال این است که اگر این وظیفه بر دوش مبارک نمایندگان مردم هست که هست(!) چگونه می‌شود نماینده‌ای، از وزیر گرفته تا فرماندار یک شهر را تحت فشار و احیاناً تهدید قرار دهد تا مهره مورد نظر نماینده محترم در جای مورد نظر ایشان گمارده شود و در عین حال شهروندانی از رئیس گمارده‌شده نماینده محترم شکایتی داشته باشند! چه کسی باید پاسخگو باشد؟ آیا این سلب اختیار قانونی از وزیر و مدیرکل و فرماندار نیست؟!وی، افزود: آقای نماینده محترم! شما حق نظارت دارید، نه دخالت و اگر چنان‌چه لایق نبود و حقش نبود که آن‌چنان جایگاهی را اشغال کند، این اختیار را در انتخاب مدیران دیگر از مدیران بالادست نگیرید! بگذارید چرخه مدیریت و عزل و نصب‌ها، فرآیند طبیعی و قانونی خود را طی نماید! این‌که عرض می‌کنم شعار شما با عمل‌تان تناقض دارد، این‌جاست که در اذهان عمومی این شائبه را ایجاد می‌کند که نماینده محترم از حالا درصدد عده و عُده جمع کردن برای دوره بعد نمایندگی است!
وی، اظهار داشت: و اما پیشنهاد ما این است که گروهی متشکل از فرماندار محترم، شورای شهر، شخص جنابعالی که بیشترین مراوده کاری را با رؤسای ادارات دارند، به صورت گروه مشورتی درخصوص عملکرد هریک از اداراتی که به دلایلی عملکرد خوبی ندارند، ضمن بررسی در تصمیم‌گیری جمعی به نحوی که حقی از کسی ضایع نشود و هم برای متقاعد نمودن مدیران بالا تأثیرگذاری بیشتری جهت جابه‌جایی احتمالی آن مدیر دارد، تشکیل و بنا به تصمیم، اولین نشست مشخص گردد که در چه زمان‌هایی باید نسبت به عملکرد دستگاه نشست داشت تا بدین لحاظ اتهامی نیز به کسی داده نشود.وی، اضافه کرد: بیاییم دست در دست هم داده به وظایف شرعی و قانونی خود که همانا رفع مشکلات مردم و تأمین نیازهای طبیعی و شرعی آنان است عمل کنیم و در یک کلام خدمتگزار مردم باشیم.کشاورز، گفت: اعضای شورای شهر لاهیجان همان‌گونه که در جلسات متعددی که در سال گذشته با حضور شما داشتند، تأکید کردند که آماده همکاری هستند. بیایید نتیجه این همکاری‌ها را به مردم و دستاوردهای آن را معرفی کنیم و صادقانه تنگناهای قانونی را با مردم در میان بگذاریم. علیه این و آن جبهه درست کردن و شعار دادن و گاه و بیگاه با مشت‌های گره کرده اطاقک‌های شیشه‌ای را در فضای ذهنی شکستن، مشکلی را از مردم حل نمی‌کند.رئیس شورای اسلامی شهر لاهیجان در پایان، خاطرنشان کرد: آقای نماینده محترم! باید ظرفیت‌ها را بالا برد! قرار نیست بابت هر انتقادی ـ چه حق و چه ناحق ـ شما در هر صحبتی در مقام پاسخگویی باشید! این را دیگران تجربه کردند، ولی نتیجه دلخواه حاصل نکردند. حرف زیاد است، حیف که نه مجال است و نه صلاح! انشاءالله بگذار تا وقتی دگر.

:: "May 4, 2010" :: م.پ.جاوید نظر (0)
   
سببِ خشکسالی در گیلان - کم آّبی ! یا عدم مدیریت جامع منابع آب
 

همایش ملی  مدیریت الگوی مصرف - دانشگاه گیلان - 19 اسفند ماه 88
عنوان مقاله : سببِ خشکسالی در گیلان ، کم آبی - یا - عدم مدیریت جامع منابع آب

نويسنده : مرتضی پیله ور جاوید
کلید واژه ها :  خشکسالی ،  کم آبی ،  مدیریت منابع آب ،  گیلان  ، اصلاح الگوی مصرف

نحوه ی ارائه : به صورت سخنرانی در سالن اصلی همایش- تالار حکمت

میزان تحصیلات : مهندسی علمی کاربردی عمران - آب و فاضلاب   و دانشجوی کارشناسی ارشد (  MBA) مدیریت اجرائی  

چکیده مقاله :

کشور پهناور ایران  درناحیه ی شمال خود از لحاظ منابع آبی ومیزان بارندگی ، استثناء گیلان را به رخ میکشد که متوسط بارش آن در حدود 6 برابر متوسط ایران و 2 برابر متوسط جهانی است و علاوه بر اینها  قسمتی از آب استانهای همسایه نیز به آن وارد میشود ، اما با این همه  پرباران ترین استان کشورکه در عکس های جغرافیائی به صورت چاله ائی سبز مشاهد میگردد با نباریدن یک ماه بارن خصوصاٌ در فصول کشاورزی ، دچار خشکسالی میشود . عدم مدیریت جامع منابع آب استان موجب گردیده تا طی سالیان اخیر شاهد كاهش منابع آب هاي زيرزميني ، آلوده سازی شدید منابع آبهای سطحی و زیر سطحی ، عدم توجه به اصلاح الگوی مصرف ، عدم مهار آبهای سطحی و در نهایت كاهش سطح زيركشت كشاورزي و ایجاد فشارهای روانی ناشی از کمبود آب شرب یا قطعی آن در برخي مناطق باشيم . در این مقاله برآنیم تا با مقایسه ی آمار بارندگی ها و منابع آبی گیلانِ ما ، با ایران و جهان ، این را نتیجه دهیم که با مدیریت جامع منابع آب و استفاده از همه ی ابزارهای موجود و امکانات بالقوه و  اهمیت دادن مدیران مسئول به نقش بارز اصلاح الگوی مصرف ، میتوانیم گیلانیان را از خطر هر ساله ی خشکسالی برهانیم .

دریافت فایل پاورپوینت مقاله    : http://persiandrive.com/11263  

 دریافت فایل به صورت ( word 2007 )  مقاله :http://persiandrive.com/86059

دریافت خلاصه (word 2007 )مقاله :http://persiandrive.com/566355 

برای مشاهده ی متن کامل مقاله  در همین سایت به قسمت ادامه ی مطلب مراجعه فرمائید .

 

ادامه "سببِ خشکسالی در گیلان - کم آّبی ! یا عدم مدیریت جامع منابع آب"

:: "April 8, 2010" :: م.پ.جاوید نظر (1)
   
عبداله خوشحال باشد برایم بس است
 

صبح را با عبداله شروع میکنم ، آن هنگام که نم نم با لباس سبز شهرداری، میآید به پیشم و با جمله ی " پسر دائی شودری " پیش رویم ایستاده است و میگوید فلانی مرده . میدانستم اما به گونه ائی مینمایانم که تازه از او شنیده ام . عبداله در ادامه لبخند میزند و با مز مزه میگوید . " می ماشینه پیدا گودم " ولی اینبار واقعاً خوشحالم که او توانسته پراید خسته اش را بعد از حدود 20 روز از دزدیده شدنش پیدا کرده است .اصلاً چنین روزی را امید نداشتم . دستانش را برای خداحافظی و شادباش مجدد میفشارم و ادامه میدهم تا از کنار خانه ی قبلی بگذرم . خانه ائی که ناباورانه دیگر هیچ وقت دلتنگش نشدم

یکی به از صد هزار برای مردی مصداق دارد که در نوبت جلوی من تعداد 40 قرص نان لواش میگیرد و حالم را در اول صبح به هم میزند و بعد آقای شین  در تماسی ، به امید فرداها و وعده ها  ، برحذرم میدارد از سر به سر گذاشتن آقای قین. در دلم میخندم . به کسی  که اینگونه در مورد من میپنداردد. مدتی است که عطای بهشت دمکراسی را به لقای عقوبت سیاسی بخشیده ام و نیستم . هستم ولی نیستم و از خود میپرسم  تا کی باید اینگونه باشم . من در اینجا هویت دارم .کم کم  احساس دوری از آن به من دارد دست میدهد . باید باشم ، با لحاظ همه  ی محدودیتها . به گونه ائی که به کسی بر نخورد. عبداله خوشحال باشد برایم بس است


:: "October 11, 2009" :: م.پ.جاوید نظر (6)
   
سایت نماینده یوسف قاسمی
 

وبلاخره سایت آقای یوسف قاسمی نماینده مردم لاهیجان وسیاهکل نیز با شعار" ما میتوانیم " راه اندازی شد .طراحی سایت از نظر من بسیار خوب و دارای فصل های جالب و کاملی است با آدرس(   http://yosefghasemi.ir/ ). من ایجاد سایت اینترنتی برای آقای قاسمی را در قالب مطلب دچار بی خبری(  http://www.lahijaniha.ir/2008/08/post-164.html)پیشتر در بند 10 آن مطلب از ایشان خواسته بودم . هر چند آن مطلب تبعات منفی بسیاری برایم به همراه داشت و موجبات اصلی عزلم و به نوعی حذفم از مدیریت شهری لاهیجان گردید ، اما خوشحالم که بعد از گذشت نزدیک به یک سال ، یکی دیگر از آن 12 بند پیشنهادیم توسط تیم برنامه ریزی ایشان عملیاتی شد . موضوعی که خود آقای شمسی به عنوان مسئول دفتر یا به نوعی دستیار اول آقای قاسمی در مذاکره ی حضوری مهرماه سال گذشته با من اذعان به اجرای 6بند آن را تا آن موقع داشت . من در ادامه ی مباحث انتقادی سازنده ی خود برای پیشبرد کار نماینده گی مردمان شریف لاهیجان و سیاهکل به جهت سازندگی و عمران دیارمان، مطالب زیادی را آماده ی پخش داشتم ولی به دلیل هر نوع سوء برداشت و خدای نکرده رنجش خاطردوستاران و شخص ایشان از آن منصرف شدم . به هر ترتیب فعالیت به روز این سایت میتواند خود روشنگر باشد .


:: "September 7, 2009" :: م.پ.جاوید نظر (1)
   
ایرج ندیمی :میتوانم رفتارهای رئیس جمهور را پیش بینی کنم
 

متن کامل گفتگو با ایرج ندیمی - مشاور معاون پارلمانی رئیس جمهور و نماینده سابق لاهیجان -رونامه خبر-8مرداد 88

نسرین وزیری : همه کسانی که دوره نمایندگی ایرج ندیمی را به یاد دارند، او را به عنوان یک نماینده اصلاح‌طلب، پرتحرک و منتقد دولت می‌شناسند. شاید به همین دلیل بود که او به خاطر عدم التزام به نظام و انقلاب در آستانه انتخابات مجلس هشتم رد صلاحیت شد؛ اقدامی که سبب شد ندیمی در نطق پیش از دستور خود با عصبانیت بگوید که با وجود چند برادر شهید و سابقه جانبازی چطور باید ثابت کند به نظام و انقلاب التزام دارد؟
اگرچه او از حضور در رقابت‌های انتخاباتی مجلس هشتم باز ماند، اما به گفته خودش با دعوت شخص رئیس‌ جمهور به دولت دعوت شد و در سمت مشاور معاون پارلمانی محمود احمدی‌نژاد جای گرفت. البته ندیمی می‌گوید که در دولت آینده در این پست نخواهد بود، ولی این لزوماً به این معنا نیست که به عنوان وزیر به مجلس معرفی می‌شود. بلکه در هر سطحی که رئیس‌جمهور تشخیص بدهد، او آماده خدمت به مردم است.
آن‌چه که در پی می‌آید، مشروح گفت‌وگو با این نماینده پیشین و مشاور پارلمانی امروز دولت است که طی آن تلویحاً از عزل غلامحسین محسنی‌اژه‌ای بدون کسب اجازه از رهبری خبر می‌دهد و این تصمیم را در نتیجه مناسبات دولت و جلسه‌گردانی‌های آن می‌داند. او در واکنش به نقدهای ولایت‌پذیری احمدی‌نژاد می‌گوید که انتصاب دوباره مشایی به عنوان مسئول دفتر رئیس‌ جمهور به دلیل برخی پیگیری‌های شفاهی و اظهارات عینی رهبری در دیدار با قاریان قرآن بوده است که به صورت مستقیم یا غیرمستقیم اعلام کردند که از افراد در پست‌های دیگر می‌توان استفاده کرد.متن کامل این مصاحبه را در ادامه ی مطلب بخوانید.

ادامه " ایرج ندیمی :میتوانم رفتارهای رئیس جمهور را پیش بینی کنم"

:: "September 7, 2009" :: م.پ.جاوید نظر (2)
   
پرده های تماماً سبز تعاون
 

ده ها پرده ی سبز در فضای ضد سبز این بار اما دولتی شده اش در لاهیجان نصب شده است . متن آنها در حمایت از تعاون و تحریر کننده گان آن نیز ظاهراً تعاونی های مختلف . گویا بدینوسیله بایستی در لاهيجان تعاون و هفته اش پاس داشته شود . در کشورما که تقریباً تمام هفته هایش نامی دارد و با مناسبتی توأم است ، پرده باران را درلاهیجان توجیه میکند و ریشه اش را میرساند به چندین سال قبل ، تقریباً در همیشه ی عمرم .  پرده باران شهر نیز محدود به دوره ی این و آن نیز نیست اما به گمان بسیاری ، شاید در سالهای اخیر پرده باران را بیشتر از آنی که اطلاع رسانی محصول دهد ، به مانند بسیاری دیگر از نوع خود ، جنبه ی خودنمائی دارد و تقریباً به صورت کامل بی اثر است و از منظر مردم برهم زننده ی نظم و زیبائی شهر  . موضوعی که سالهاست در رشت  و اکثر شهرهای کشور نهایتاً محدود به چند بیلبورد شده است . 

من پیشتر در رد این فرهنگ اداری که به نوعی اجباری و البته پر هزینه نیز هست در لاهیجان نوشتم و قصد تکرار آن ندارم . اینجا در شهر ما و مطمئناً در شهر شما ابداع نظر اداری ممنوع است و حکم از بالا همیشه در الویت ، بنابراین به زیاده و گزافه در این باب گفتن خسران خود است و باید منتظرماند تا پرده زنی اداری نیز!  ممنوع شود که البته مهم هم نیست . باری اساساً ما را در مملکت نازک دلان ، به انتقاد کاری نیست و مطلب از باب جذابیت میگویم و گرنه هیچ

در پرده باران اخیر اداره ی تعاون لاهیجان ،  پرده ها تماماً بروی پارچه های  یک رنگ ، تماماً با یک خط و فونت و یک شکل و اندازه ، نوشته شده است به گونه ائی که در محاوره ی چند روز اخیر دوستان بسیاری به آن اشاره داشتند.  از آقای کشاوز که اصطلاحاً این کاره است ،  تدبیر بیشتری  انتظار بود .


:: "September 6, 2009" :: م.پ.جاوید نظر (1)
   
فقیهی لاهیجی ، بزرگی از بزرگان لاهیجان
 

فقیهی نام آشنا، استادی توانا و حکیمی دانا بود که پس از 85 سال تلاش و تدریس در کمال گمنامی و دور از هیاهو به دیار باقی شتافت. آیت الله شیخ ابراهیم  فقیهی فرزند دانشمند معظم شیخ محمدرضا فقیه محمدی و نوه ی حجـة الاسلام شیخ ابراهیم لاهیجی در شوال 1343 قمری برابر با اردیبهشت 1304 شمسی در شهر لاهیجان دیده به جهان گشود. وی ابتدا به تحصیلات جدید پرداخت و تا دریافت سیکل اول متوسطه پیش رفت و همزمان بخشی از صرف و نحو را نزد میرمطلبی و فاضل دربندی در زادگاه خود آموخت. در سال 1321شمسی/ 1361 قمری به تهران رفت و در مدرسه ی محمودیه ادبیات را نزد حجـة الاسلام سید کاظم اصفهانی(خانی آبادی) و در مدرسه ی مروی نزد آیت الله سید احمد زیارتی سمنانی به پایان رسانید.
ایشان درسال 1325 شمسی/ 1365 قمری به شهر رشت منتقل شد و مطول، قوانین الاصول و شوارق الالهام را نزد شیخ علی علم الهدی و کتب سطح را نزد حضرات آیات شیخ رفیع خورگامی، سید حسن بحرالعلوم و شیخ کاظم صادقی بیاموخت و خود به تدریس حاشیه ملاعبدالله، شمسیه، مطول، قوانین و دیگر کتب ادبی مشغول شد . فقیهی در سال 1328شمسی/1368 قمری رهسپار نجف اشرف شد و بخشی از سطوح را نزد حضرات آیات شیخ عبدالحسین رشتی، شیخ مجتبی لنکرانی و سید محمد روحانی قمی آموخت و پس از یک سال به حوزه ی علمیه قم پیوست و سطح را نزد آیت الله سید شهاب الدین مرعشی تبریزی به پایان برد. پنج سال از خارج فقه آیت الله سید حسین طباطبایی بروجردی و مدتی چند از خارج اصول آیت الله شیخ محمد مهدی مازندرانی «امیرکلائی» بهره مند گردید. استاد فقیهی در سال 1334 شمسی به شهر رشت برگشت و در منطقه ی فومنات به ویژه در شهر شفت به تبلیغ و ارشاد اهتمام ورزید. آن گاه به شهر لاهیجان دعوت شد و به تدریس و تفسیر قرآن کریم اشتغال داشت.پس از پیروزی انقلاب وی درشهرهای قم وکاشان- به دعوت آیت الله شیخ رضا مدنی- به تدریس سطوح سرگرم بود. مدتی چند نیز درکشور سوئد(استکهلم) مشغول فعالیت های مذهبی بود. سرانجام به شهر رشت بازگشت و تا پایان عمر شریف خود به تدریس سطوح و معارف الهی اشتغال داشت. فقیهی لاهیجی عاقبت در روز اول ماه رمضان 1428 قمری در پی بیماری درسن 85 سالگی دارفانی را وداع گفت، پیکرش روز بعد تشییع و پس از نماز آیت الله سید مجتبی رودباری در جوار امامزاده عباس به خاک سپرده شد.

ادامه "فقیهی لاهیجی ، بزرگی از بزرگان لاهیجان"

:: "August 29, 2009" :: م.پ.جاوید نظر (1)
   
اي واي بر اسيري كز ياد رفته باشد
 

این ها عکس هائی است از آرمگاه حزین لاهیجی در بنارس هند . خبرگزاری فارس با انشار این عکسها مینویسد  براي كمتر فارسي‌زباني پيش مي‌آيد كه از آرامگاه حزين لاهيجي، آخرين شاعر بزرگ ايراني سبك هندي، در شهر بنارس هندوستان بازديد کند .

 

 

آرامگاه حزين لاهيجي در شهر بنارس هند/عكاس:مصطفي خلجي

 

محمدعلي بن ابوطالب متخلص به حَزين و معروف به شيخ علي حزين، هنگام حمله افغانان در اصفهان بود و در سال 1146ق از ترس نادرشاه از ايران به هند پناهنده شد و در سال 1181ق در حدود هفتاد و هشت سالگي در شهر بنارس درگذشت و در همان شهر دفن شد .حزين لاهيجي از راه لارستان و بندرعباس به هندوستان رفت و در ابتدا در دهلي اقامت گزيد. او پيش‌تر در سرزمين‌هاي عراق و حجاز و يمن زندگي كرده بود. وي «تاريخ صفوي» را در هند نوشت. او در اين كتاب وضعيت اصفهان در زمان حمله افغان را شرح مي‌دهد. سكونت حزين لاهيجي در نوزده سال آخر زندگي خود در بنارس كه تحت حكومت نواب‌ شيعه بود، از رويدادهاي مهم در حيات فرهنگي، مذهبي و ادبي اين شهر به شمار مي‌آيد. آرامگاه او ـ كه مدفن خليل علي ابراهيم خان نيز در جوار آن است ـ در بنارس زيارتگاه مهمي است كه زوار آن، علاوه بر شيعيان، ساير مسلمانان و فارسي‌دوستان نيز هستند. حضور حزين و درس‌هاي او در ترويج و اشاعه تشيع در آن سامان نقش بسيار مهمي داشت. حزين لاهيجي در سال 1103 قمري در اصفهان زاده شده و از نوادگان شيخ زاهد گيلاني بود.
از استادان حزين مي‌توان به امير سيد حسين طالقاني اشاره كرد.حزين لاهيجي از آخرين شاعران بزرگ سبك هندي بود  .از آثار او مي‌توان به تذكره شعرا، ديوان اشعار، صفير دل و حديقه ثاني در برابر حديقه سنايي و تذكارات العاشقين در برابر ليلي و مجنون اشاره كرد.تذكره حزين لاهيجي با سبكي ساده و پخته به نگارش درآمده‌ است. سروده‌هاي حزين لاهيجي به زبان‌هاي مختلف دنيا از جمله فرانسوي نيز ترجمه شده ‌است.همچنين سرگذشت حزين با متن فارسي و ترجمه انگليسي در لندن چاپ شده است .  يكي از مشهورترين اشعار حزين لاهيجي در پي مي‌آيد:

 

اي واي بر اسيري کز ياد رفته باشد
در دام مانده باشد صياد رفته باشد

آه از دمي که تنها، با داغ او چو لاله
در خون نشسته باشم چون باد رفته باشد

امشب صداي تيشه از بيستون نيامد
شايد به خواب شيرين، فرهاد رفته باشد

خونش به تيغ حسرت يا رب حلال بادا
صيدي که از کمندت آزاد رفته باشد

از آه دردناکي سازم خبر دلت را
وقتي که کوه صبرم بر باد رفته باشد

رحم است بر اسيري کز گرد دام زلفت؟
با صد اميدواري ناشاد رفته باشد

شادم که از رقيبان دامن کشان گذشتي
گو مشت خاک ما هم، بر باد رفته باشد

پرشور از "حزين " است امروزکوه و صحرا
مجنون گذشته باشد فرهاد رفته باشد

.
آرامگاه حزين لاهيجي در شهر بنارس هند/عكاس:مصطفي خلجي


:: "August 29, 2009" :: م.پ.جاوید نظر (1)
   
دفاع نماینده ساری از مردم گیلان !
 

سایت فردا نیوز (كدخبر: ۸۱۴۶۸) (http://www.fardanews.com/fa/pages/index.php  ) گزارش داده است که : سید رمضان شجاعی نماینده مردم ساری در جلسه ی 9 اردیبهشت ماه سال 88 مجلس شورا اسلامی در نطق میان دستور خود در حمایت و دفاع از مردم گیلان سخن گفته است . نماينده مردم ساري  با بيان اينكه گيلان به بهشت ايران معروف است، اظهار داشت: امروز گيلان در شرايط بسيار سختي به لحاظ كشاورزي قرار دارد و كشاورزي ديگر توجيه اقتصادي ندارد و برنج‌كاران ما در آستانه نابودي قرار دارند. وي تاكيد كرد: متأسفانه فرصت‌هايي كه خداوند در گيلان براي ما قرار داده (! )، امروز به چالشي براي استان گيلان تبديل شده است. شجاعي در ادامه خطاب به رئيس جمهور گفت: رئيس جمهور عزيز در سفر استاني كه به گيلان داشتيد مصوباتي را در خصوص كشاورزي و راه آهن تصويب كرديد، اما مشكلات ما در اين زمينه‌ همچنان ادامه دارد.

با خواندن این خبر کم مانده است دوشاخ برسرم درآید . نمیدانم این خبر درست است یا غلط ، اما هر چه هست سایت فردانیوز آن را منتشر کرده ولی به هر دلیل اگر درست باشد باید برای نمایند گان گیلان یک هورای بلند کشید و آفرین گفت به غیرتشان و  تلاشهای چشم گیرشان ! چشممان بیشتر روشن باد از این انتخابهایمان .


:: "May 9, 2009" :: م.پ.جاوید نظر (6)
   
اطلاعات عمومی توريستي استان گیلان
 

پشینه تاریخی

قبل از مهاجرت اقوام آریائی به ایران صفحات شمالی ایران ، یعنی نواحی جنوب در یای مازندران ، مسکن اقوامی مانند کادوسیان ، آماردها کاسپیان و تپوریها و ... بود . قدیمی ترین سندی که از قوم کاسی ها یاد می کند مربوط به سده 24 قبل از میلاد و متعلق به ( پوزوراین شوشیناک ) است هرودوت مورخ یونانی این قسمت را حاکم نشین پانزدهم بر شمرده که ساس ها و کاسپی ها ی ساکن آن دویست تالان خراج به داریوش می پرداختند . استرابن که در 40 ق . م تا 40 میلادی می زیست اقوام گلامی ، کادوس ، ماردی و بعضی قبائل گرگانی را ساکنان نواحی شمال کوه البرز دانسته اند . در گذر زمان اعراب کادوسیان را طیلسان خواندند. بعدها این نام نیز تغیر یافت و امروزه آنها را تالش یا تالشیان می نامند . ( پلوتارک ) مورخ یونانی درباره جنگ کادوسیان با اردشیر ساسانی در 384 میلادی سخن گغته است . پیرنیا با توجه به نوشته های کتزیاس درباره کادوس ها می گوید مادها ابتدا گیلان و حوالی آن را در اختیار داشتند ولی در اواخر دوره مادها به سبب پاره ای اختلافات آن را از دست دادند چنانکه در اواخر عصر هخامنشی نیز کادوسی ها به صورت نیمه مستقل می زیستند نزاع میان مادها و کادوسیان از وقایع مهم اواخر حکومت مادها است .

موقعيت جغرافيايي

استان‌ گيلان‌ با پهنه‌اي‌ به‌ مساحت‌ ۱۴۷۱۱ كيلومتر مربع‌ در ميان‌ رشته‌ كوه‌هاي‌ البرز و تالش‌ در ساحل‌درياي‌ خزر و شمال‌ ايران‌ قرار گرفته‌ است‌. براساس‌ آخرين‌ تقسيمات‌ سياسي‌ و اداري‌ سال‌ ۱۳۷۵،شهرستان‌هاي‌ استان‌ گيلان‌ عبارتند از: آستارا، آستانه‌ اشرفيه‌، بندرانزلي‌، رشت‌، رودبار، رودسر، شفت‌ صومعه‌سرا، طالش‌، فومن‌، لاهيجان‌ و لنگرود. شهر رشت‌ مركز استان‌ گيلان‌ است‌. استان‌ گيلان‌ با استان‌هاي ‌اردبيل‌ در غرب‌، مازندران‌ در شرق‌، زنجان‌ در جنوب‌ و كشور تازه‌ استقلال‌ يافته‌ آذربايجان‌ و درياي‌ خزر در شمال‌ هم‌ مرز و همسايه‌ است‌.


جمعیت استان

اين‌ استان‌ در سال‌ ۱۳۷۵، حدود ۲۲۴۱۸۹۶ نفر جمعيّت‌ داشته‌ است‌ كه‌ ۸۳/۴۶ درصد آن‌ در نقاط‌ شهري‌ و ۱۵/۵۳ درصد بقيه‌ در نقاط‌ روستايي‌ سكونت‌ داشته‌اند. ناهمواري‌هاي‌ استان‌ از غرب‌ به‌ شرق‌ شامل‌: طالش‌، ماسوله‌ و پشته‌ كوه‌ و رشته‌ كوه‌ البرز است‌ كه‌ از سه‌ بخش‌ غربي‌، مركزي‌ و شرقي‌ تشكيل‌ شده‌ است‌. البرز غربي‌مانند حصاري‌ استان‌ گيلان‌ را در بر گرفته‌ است‌ و بلندترين‌ قله‌ آن‌ در گيلان‌ فك‌ يا دلفك‌ (آشيانه‌ عقاب‌) نام‌ دارد.جلگه‌هاي‌ استان‌ گيلان‌ درميان‌ دريا و كوهستان‌ تا ارتفاع‌ يكصد متري‌ سطح‌ دريا گسترش‌ يافته‌اند كه‌ به‌ سه‌قسمت‌ عمده‌ تالش‌، گيلان‌ غرب‌ و گيلان‌ شرق‌ تقسيم‌ مي‌شوند 


تاريخ و فرهنگ

تاريخ‌ گيلان تا شش‌ قرن‌ پيش‌ از ميلاد، يعني‌ تا زماني‌ كه‌ تاريخ‌ نگاران‌ يونان‌، گوشه‌هايي‌ از تاريخ‌ ايران‌ را روشن‌ كرده‌اند، تاريك‌ و مبهم‌ است‌ و تنها با تكيه‌ بر پاره‌اي‌ كاوش‌هاي‌ باستان‌ شناختي‌ مي‌توان ‌گوشه‌هايي‌ از آن‌ را روشن‌ كرد. آثار به‌ دست‌ آمده‌ از سرزمين‌هاي‌ سواحل‌ جنوب‌ درياي‌ خزر به‌ دوره ‌پيش‌ از آخرين‌ يخ‌بندان‌ (بين‌ ۵۰ تا ۱۵۰ هزار سال‌ پيش‌) تعلّق‌ دارند.
پيشينه‌ تمدن‌ گيلان‌ به‌ چند هزار سال‌ پيش‌از ميلاد مسيح‌ مي‌رسد. در آن‌ دوره‌ «كاسي‌»ها براي‌ دستيابي‌ به‌ زمين‌هاي‌ بهتر به‌ نواحي‌ ديگر مهاجرت‌ كردند. درهمين‌ زمان‌، گروهي‌ از قوم‌هاي‌ مهاجر من‌جمله‌ آريايي‌ها به‌ علّت‌ تغيير آب‌ و هوا و افزايش‌ سرماي‌ قطبي‌ به‌ اين‌منطقه‌ كوچ‌ كردند و از آميزش‌ مهاجران‌ و ساكنان‌ بومي‌ منطقه‌، چندين‌ قوم‌ جديد تشكيل‌ شد كه‌ در اين‌ ميان‌ دوقوم‌ «گيل‌» و «ديلم‌» اكثريت‌ داشته‌اند. در سده‌ ششم‌ پيش‌ از ميلاد، گيلانيان‌ با كوروش‌ هخامنشي‌ متفق‌ شدند ودولت‌ ماد را سرنگون‌ كردند. زمانيكه‌ سلسله‌ هخامنشي‌ سرنگون‌ شد، كشور به‌ تصرف‌ اسكندر و سپس‌سلوكي‌ها درآمد. در زمان‌ سلوكيان‌، فرمانروايان‌ محلي‌ گيلان‌، با استقلال‌ كامل‌ حكومت‌ مي‌كردند. در زمان‌ساسانيان‌، گيلان‌ تا اندازه‌اي‌ استقلال‌ خود را از دست‌ داد. در زمان‌ خلفاي‌ عباسي‌، علويان‌ در كوهستان‌هاي‌ ديلم‌زندگي‌ مي‌كردند و مي‌كوشيدند دست‌ خلفاي‌ عباسي‌ را از ديگر نقاط‌ ايران‌ كوتاه‌ كنند. چنين‌ بود كه‌ بناي‌ اتحادديلميان‌ و علويان‌ پي‌ريزي‌ شد. در حدود سال‌ ۲۹۰ هجري‌ قمري‌، مردم‌ گيلان‌ و ديلم‌ به‌ مذهب‌ شيعه‌ روي‌آوردند. از همين‌ دوره‌ در تاريخ‌ ايران‌ سلسله‌هايي‌ با منشاء گيلاني‌ و ديلمي‌ پديد آمدند. يكي‌ از مهمترين‌ اين‌سلسله‌ها «آل‌ بويه‌» بود. در قرن‌ هشتم‌ هجري‌ «اولجايتو» مغول‌ موفق‌ شد به‌ طور موقت‌ بر اين‌ سرزمين‌ پيروز شود.
گيلانيان‌ در روي‌ كار آمدن‌ خاندان‌ صفوي‌ نقش‌ مهمي‌ ايفا كردند ولي‌ در زمان‌ سلطنت‌ شاه‌عباس‌ اوّل‌، گيلان‌استقلال‌ خود را از دست‌ داد. در سال‌ ۱۰۷۱ هجري‌ قمري‌ شماري‌ از قزاقان‌ روس‌ به‌ قصد غارت‌ به‌ گيلان‌ هجوم‌برده‌ و دست‌ به‌ چپاول‌ زدند. نادر شاه‌ به‌ علّت‌ علاقه‌ زياد به‌ افزايش‌ قدرت‌ نيروي‌ دريايي‌، گيلان‌ را مورد توجه‌ جدي‌ قرار داد.
گيلك‌ها در پيروزي‌ انقلاب‌ مشروطه‌ نيز سهي‌ عمده‌ داشتند و آنان‌ در سال‌ ۱۲۸۷ ه.ق‌ پس‌ از دو روز پيكارعليه‌ قزاقان‌ محّمد عليشاه‌، تهران‌ را فتح‌ كردند. نقش‌ مردم‌ گيلان‌ در نهضت‌ مشروطه‌ و جنبش‌ ميرزا كوچك‌ خان‌جنگلي‌ از نمونه‌هاي‌ درخشان‌ تاريخ‌ اين‌ خطه‌ است‌.
استان‌ گيلان‌ از نظر فرهنگي‌ نيز يكي‌ از مناطق‌ ويژه‌ ايران‌ است‌ كه‌ مجموعه‌اي‌ از سنن‌ ديرين‌ و باستاني‌ راپديد آورده‌ است‌. زبان‌ مردم‌ گيلان‌ نيز تحت‌ تأثير تنوع‌ قومي‌، گويش‌هاي‌ گوناگون‌ دارد كه‌ مهّم‌ترين‌ آن‌ها گيلكي‌، تالشي‌ و ديلمي‌ است‌.


نژاد

درباره نژاد اقوام ساکن گیلان قبل از ورود آریائی ها نظریه های مختلفی وجود دارد . اغلب پژوهشگران از جمله ( هنری فیلد ) بر آنند که سومری ها مظاهر تمدن خود را از ناحیه جنوب شرقی دریای مازندران که در آنجا گنجینه ای از اشکال و سفال سومری کشف شده با خود به جلگه بین النهرین آورده اند . در پهلوان نامه گیل گمش از قول پروفسور آمده است : این گونه می توان گفت که ریشه نژادی سومریان با آریائی های کوهپایه نشین کوهستان های خاوری همگن باشد و افسانه های کهن این مردم نیز اشاره به کوچ آنان از فرازهای سخت به سوی آبرفت های زندگی بخش بین النهرین می کند


زبان

گویش گیلکی وابسته به زبانهای آریائی است که قرنها و هزاره ها در برابر نفوذ فرهنگ اقوام بیگانه موجودیت خود را حفظ کرده است . گویش گیلکی خود به دو شاخه کلی گیلکی رشتی و لاهیجانی تقسیم می شود . شاید بتوان رودخانه سفید رود را مرز مشخص کننده محدوده های این دو گویش محسوب کرد
مذهب

مردم گیلان در آغاز به خدایان متعدد اعتقاد داشتند و در زمان ساسانیان بیشتر مردم گیلان زرتشتی شدند . در روزگار قباد گروهی از گیلانیان به این ایین گرویدند . جنگهای خونینی بین دیلمیان و اعراب باعث شد تا مردم گیلان کمکم با اعتقادات اعراب آشنا شوند و به دین اسلام بگروند .


آب و هوا

اقليم‌ سرزمين‌ گيلان به‌ آب‌ و هواي‌ معتدل‌ خزري‌ معروف‌ است‌ .كوهستان‌ تالش‌ با جهت‌ شمالي‌، جنوبي‌ و كوهستان‌ البرز با امتداد غربي‌ - شرقي‌، مانند سدي‌ از عبور بخار آب‌ درياي‌ خزر‌ و بادهاي ‌مرطوب‌ شمال‌ غربي‌ به‌ داخل‌ ايران‌ جلوگيري‌ مي‌كند و به‌ علّت‌ ارتفاع‌ زياد موجب‌ بارندگي‌هاي‌ فراوان‌ در استان‌گيلان‌ مي‌شود. تبخير گسترده‌ درياي‌ مازندران‌ ضمن‌ افزايش‌ رطوبت‌ هوا در تابستان‌ و كاهش‌ آن‌ در زمستان‌،مي‌انجامد. از اين‌ رو، يخ‌ بندان‌ زمستاني‌ در نواحي‌ كناره‌اي‌ دريا بسيار كم‌ گزارش‌ شده‌ است‌. ميزان‌ بارندگي‌ دراستان‌ گيلان‌ به‌ بادهاي‌ مرطوبي‌ بستگي‌ دارد كه‌ در زمستان‌ از شمال‌ غرب‌ در بهار از شرق‌ و در تابستان‌ و پاييز ازغرب‌ مي‌وزند. اين‌ بادها، هواي‌ مرطوب‌ دريا را به‌ سوي‌ جلگه‌ گيلان‌ مي‌رانند و موجب‌ بارندگي‌هاي‌ فراوان‌ وطولاني‌ مي‌شوند. در سال‌ ۱۳۷۵، ميزان‌ بارندگي‌ در رشت‌ ۴/۱۰۱۵ ميليمتر و تعداد روزهاي‌ يخبندان‌ سالانه‌ آن‌۲۰ روز و روزهاي‌ باراني‌ آن‌ ۱۵۶ روز گزارش‌ شده‌ است‌. متوسط‌ حداقل‌ دماي‌ رشت‌ ۳/۶ درجه‌ سانتي‌گراد و متوسط‌ حداكثر دماي‌ آن‌ ۹/۲۰ درجه‌ ثبت‌ شده‌ است


صنايع‌ دستي‌ و سوغاتي‌ها

مهمترين‌ صنايع‌ دستي‌ و سوغاتي‌هاي‌ استان‌ عبارتند از: چوبكاري‌، چادرشب‌ بافي‌،زيلو و جاجيم‌، گليم‌، دست‌ بافت‌هاي‌ ابريشمي‌، پشمي‌ و نخي‌، بامبوبافي‌، سفالگري‌، كوزه‌گري‌، نمدمالي‌،حصير بافي‌ و سبدبافي‌، مرواريد بافي‌، قاليبافي‌، چموش‌ دوزي‌، قلابدوزي‌، نقاشي‌ روي‌ كدو معروف‌ به‌ كدوقلياني‌، كلوچه‌، بادام‌، چاي‌، برنج‌، ماهي‌، زيتون‌ و...


:: "May 8, 2009" :: م.پ.جاوید نظر (1)