|
تدوین استراتژی آب و آتش تا انتخابات 24 آذر لاهیجان (دیالکتیک روشنگری ) مقاله ای است تاکنون چاپ نشده از نویسنده جوان توانمند شهرمان پیمان عیسی زاده :
بدن با صدمة فیزیکی فلج می شود و ذهن با ترس
1ـ از این که پس از چاپ هر مقاله با انواع واکنشهایی روبهرو میشوم که ریشة روانشناختی فردی یا اجتماعی دارد بسیار خوشحالم اما اینکه به دلیل وجود چند گسستِ تاریخی آشکار و پنهان در سنت تحلیل جامعهشناختی و بررسیهای مدلل و مکتوبِ وقایع و مقاطعِ گوناگون تاریخ لاهیجان، میبایست با انواعِ دیگری از واکنشهای سردستی مواجه باشم جداً مایة تاسف است. اینکه شهروندِ مقیم شهر لاهیجان تصور روشن و دقیقی از یکسری مفاهیم نظیرِ طبقة جدید، آقای لمپن لاهیجی، عرصة عمومیِ لاهیجان، شهروندِ غیور لاهیجی، پروژة نوسازی شهر لاهیجان، گروههای رسمی و شبهرسمیِ متنفذ، خردهبورژوازی نوخاستة لاهیجان، راست لاهیجان، چپ لاهیجان و ... الخ ندارد، بسیار طبیعیست اما اینکه شهرِ لاهیجان به دلیل بیخیالیِ ساختاری ....، عموم مردم و حتی بخش بزرگی از انتلکتوئلها و جریان روشنفکری در زمینة تعریف و تحلیل مسایل اساسی، میبایست شاهد توقف پروژة نوسازی و نابودی کامل ساختار شهری خود باشد، پذیرفتنی نیست.........
فراموش نکنید در جامعة مدنی و نظامشهری مدرن هرگز نباید به طبیعی دیدن مسایل تن داد. لاهیجان کوچکِ ما مثل هر شهرِ با اهمیتِ دیگر جهان، روحی دارد که این روح را تنها شهروندانِ پیگیر، مسئول و مشارکتجوی آن درک میکنند. با همة اینها به نظر میرسد باریکة کمتوانِ نوظهوری که دستاندرکار جمعآوری مستندات تاریخی و تحلیل وقایع بر اساس آن مستندات است، نیازمند نیروهای جدیدِ پُرتوانیست. نیروهای جدید پُرتوانی که الزاماً نورس و تازه جوان نیستند. این یک واقعیت عینی ست که آن چه در مقیاس ملی به فرار مغزها تلقی می شود در لاهیجان مابه ازای شرم آوری دارد: خروج تقریباً صددرصدی نخبه گان و تحصیل کرده گان طبقة متوسط شهری؛ نیروی بزرگ خلاقی که به مدد فضای بسته و یاس آوری که جماعت از مابهتران و راست حاکم طیِ دو ـ سه دهة اخیر با مصادرة همة فرصت های اجتماعی ایجاد کرده، دست اندرکار آبادانی و توسعة متروپل تهران یا سایر مناطق صنعتی کشور و دیگر نقاط جهان است. و این شرم آور نیست؟
راست حاکم با جای گزینیِ تکنوکرات های بی دانش یا کم دانش، منفعت پَرست و وابسته به طبقة جدید، عملاً، فرصت های زیادی برای توسعة لاهیجان را بر باد داده است. نمونة بسیار برجستة این مساله عملکرد سیستم مهندسی شهر در زمینة ساخت و ساز در یک دهة گذشته است. مَخلص کلام اینکه حالا از میان انبوه شهروندان غیوری که در طول هفته با مقالات و مقولاتِ نشریات محلی برخوردی توهینآمیز دارند، لطفاً، گیلگمشی پیدا شود برای تعریف یا تحلیلِ ساختار و مفهومِ «چپ لاهیجان».
2ـ مهمترین مشخصة چپ، جدای نوع اندیشه، زاویة دید و تلقی ویژه از ماهیت انسان و جامعة انسانی، فاصلة ماهوی آن از قدرتِ ...است. بدیهیست یکی دانستن چپِ لاهیجان با بلشویسم یا حزب توده یا سازمان چریکهای فدایی خلق و دیگر سازمانهای مارکسیستی، اصولاً منتفیست. هرچند بخش بزرگی از واقعیت عینیِ تاریخ چپِ لاهیجان با اندیشه و منش این سازمانها پیوندی ناگسستنی داشت.
چپِ لاهیجان حکماً با طلیعه و زمزمة استقرار و تاسیس حکومت مشروطه در لاهیجان ظهور یافته بود ـ دلایل، مستندات و وجوه آن به زودی در قالب یک جزوه منتشر خواهد شد ـ . این جریان در لاهیجان با تشکیل انجمن ولایتی، به بازیگردانی دکتر فربد، استحکام یافت اما در کوتاه زمانی، به دلیل هرجومرج عمومی و تمامیتخواهی بدوی حاکمان وقت، برای مدت سه دهه به محاق رفت. سپس در طول دهة بیست و اواخر آن دهه رشد کمی و کیفی پیدا کرد و در زمان حکومت دکتر مصدق به باروری رسید. از نشانههای بلوغ چپ لاهیجان، در آن برهه، انتشار همزمان حدود ده نشریه و برگزاری انتخابات آزاد و پرشور در شهر بود. با خاموشی حکومت ملی و استیلای همهجانبة قدرت پهلوی دوم، چپ لاهیجان، برای بار دوم به خاموشی گرایید تا اینکه در اواخر دهة چهل و در طول دهة پنجاه تا مقطع انقلاب 57 از نظر مبانی تئوریک و قدرت اجرایی جهشی قابل توجه یافت. سه ـ چهار سالِ پس از انقلاب سالهای شکوفایی و رونق چپ لاهیجان بود اما مسایل اوایل دهة شصت باردیگر فعالیت علنی چپهای لاهیجی را به محاق برد تا اینکه با ظهور جنبش دوم خرداد و انتشار سه نشریه در سطح شهر بار دیگر فرصتی برای ابراز نظریات و دیدگاههای چپ فراهم شد. در این دوره به دلیل فضای خاص کشور و جهان و هم چنین سابقة موجه ای که چپ برای خود ایجاد کرده بود، روی کردِ کاملاً تازه ای به مقولة چپ ظهور یافت. حالا دیگر چپ فقط متکای سوسیالیسم و مارکسیسم نداشت. چپ هایی که در این دوره به فعالیت اجتماعی و ابراز نظر در مسایل شهری می پرداختند با تلفیقی از نظریاتِ چپ و موج دموکراسی طلبی جهانی و فرصت هایی که از شکاف راست حاکم به دست آمده بود برای ایجاد تفکر توسعه محور مبتنی بر روح مدرنیتة ایرانی(!) نهایت بهره را می بردند. به این ترتیب دیگر آرمان چپ لاهیجان ایجاد جهانی یک دست علیه امپریالیسم جهانی یا توسعة بهشتِ شمال و از این قبیل آمال نبود. اینک چپ های لاهیجی مستقیماً با روح جهان سنتیِ راست حاکم و نیز با مفاهیمی چون توسعه، جمهوریت تمام عیار، دموکراسیِ شهری و مسایلی از این دست درگیر بودند. مشارکت موقتی درصد بسیار کمی از نخبه گان و تحصیل کرده گانِ طبقة متوسط شهری لاهیجان در این دوران به یاد ماندنی ست. و این در حالی ست که بر اساس سرشماری نفوس و مسکن سال 1375 درصد نخبه گان شهری لاهیجان ـ به عنوان کنترل کننده گان دولتی یا بخش خصوصی مازادِ اقتصادی (دکتر ناصر عظیمی) ـ جز مادرشهرِ رشت، فاصلة نسبتاً زیادی با سایر شهرهای استان دارد. به این مساله هم بعدها بیشتر میپردازم.
3ـ از بین همة کسانی که در اردوگاه راست خیمه ای دارند برساخته از صداقت، کم تر کسی حاضر است موانع اساسی شرکت مستقیم شهروندان غیور لاهیجی در مناسبات اجتماعی شهر را برشمارد. این واقعیتی ست که خاطره و ذهن اجتماعی ـ سیاسی شهروندِ گوشه گیر لاهیجی، شوخی که نیست، مملو از تصاویر متحرکِ شبح مانند افرادی چون نصیرمسلم، بهمن خواجه اختران و دیگران است. حال این که به نظر می رسد مردان صدیقِ راست با پذیرفتن این اصل که «آب و آتش نسبتی دارند دیرینه» برای داشتن جناحی قدرتمند مجبورند فرصتی، دست کم مقطعی، برای ابرازوجود چپ لاهیجان فراهم سازند. چرا که به تجربه می دانیم راست تنها در سایة وجود چپِ منتقد و قوی امکان پیشروی دارد! و این دیگر یک مسالة ذهنی نیست. جز آن، شهروندان لاهیجی حاضراند قول بدهند در هر چهارراه سیاسی با دیدن نخستین چراغِ سبز دیگر نترسند! حال اینکه در شرایط فعلی وضوحِ شرم آور تحلیل های بعضاً نادرست راست لاهیجان، امکان حضور گستردة نه تنها نخبه گانِ محافظه کار چپ، که حتی عموم شهروندان غیوری که تاروپود افکارشان بدجوری چپ بافت است را نیز منتفی ساخته.
به نظر می رسد امروز راست حاکم بر لاهیجان، علی رغم عقبة خود حتی، منکرِ واقعیت چپ اندیشی و چپ روی عمومی در لاهیجان است. مساله ای که به هرحال دلایل و مستندات کاملاً روشن و گه گاه عرضه شدهای دارد. اینکه مثلاً «بر اثر ضعف روحانیت اسلامی در این منطقه و عرضه نشدن فرهنگ غنی اسلامی و ... سوابق جریانات شهریور 20 حزب توده از سالهای 20 تا 1332، سیاهکل (19 بهمن 1349) زمینههای تبلیغاتی مناسبی برای القاء فرهنگ انحرافیِ ماتریالیسم دیالکتیک در منطقه و تضعیف اعتماد و باور به رهبری و زعامت روحانیت اسلامی در امر انقلاب بوده است» (شیخ ابوالحسن کریمی، اوضاع سیاسی ـ مذهبی گیلان)
از همة اینها گذشته در شرایط فعلی احتمال شکلگیری ائتلاف نامزدهای دوم خردادی در انتخابات شورای شهر وجود دارد. اینکه ائتلاف مذکور، که مطابق ادبیات رسمی کشور باید آن را ائتلاف چپ دانست، تا چه اندازه مورد وثوق شهروندان لاهیجیست معلوم نیست، اما واقعیتیست که در لاهیجان همواره احتمال شکلگیری هر جریانی به ازای ائتلاف حکومتی و منسوبِ به امام جمعه منتفی نیست؛ خواه ائتلاف دوم خردادیها یا ظهور تک چهرة مردمیِ مورد اعتماد.
4ـ شورا اصولاً یک مقولة سیاسیست. این یک فریب .... یا یکجور سرهمبندیِ محافظهکارانه است که میکوشد شورا را سیاسی جلوه ندهد. اینکه ریشة مقبولیت و فراگیری عمومی این تلقی در زمین کدام شاهزاده یا گدایی آبیاری میشود هم کمترین اهمیتی ندارد. مهم نادرست بودن این تلقیست. سادهترین دلیل برای درستی این ادعا هم تلاش احزاب و محفلهای سیاسی یا شبهنظامی در سراسر کشور و به ویژه شهرهای بزرگ برای در دستگیری شوراها است. این درست که مسایل شورای شهر لاهیجان، مثل هرجای دیگر ایران، منحصر به فرد است و کمترین شباهتی به دیگرجاها ندارد، به تجربه میدانیم، در این شهر هژمونیِ جریان غالب در هر دورة شورا با جریانِ موافقِ دولت وقت است. به اینترتیب اگر شورا سیاسی نیست، مخالفان این ایده لطفاً پاسخ بدهند، چرا برای تایید صلاحیت نامزدها از .... استعلام میشود یا چرا برگزارکنندگان، هیئت نظارت، هیئت اجرایی و معتمدین از جریان سیاسی خاص برگزیده میشوند؟ به نظر میرسد در صورت فراگیر شدن ایدة سیاسی بودن شوراها آنگاه بسیاری از محافل خاص و متصل به از ما بهتران امکان فعالیت آشکارا در انتخابات را نخواهد داشت. ضمن آنکه، کمترین فایدة قبولاندن سیاسی بودن شورا، تایید ضمنی فعالیتهای حزبی یا محفلی در نقاط مستعد است. به اینترتیب دیگر در عرصة عمومی لاهیجان «محفلی عمل کردن» و «محفل داشتن» یک گناه اخلاقی و سیاسی نخواهد بود. کما اینکه، در شرایط فعلی هم برادران ما در آنسوی جریان، در روزهای اینچنینی، در مراکز مختلف و به مدد تعبیر خاصی که از عدالت دارند، حتی روزی دو جلسة محفلی هم برگزار میکنند؛ تازه آنهم در مساجد و اماکن عمومی. بنابراین همهگیر ساختن ایدة سیاسی بودن شورا در لاهیجان گام مهمی در انسجامِ جریان غیروابسته با.... خواهد بود. روشی برای متوقف ساختن اظهار نظرها و تصمیماتِ سردستی و کیلویی شهروندانِ ....در مورد یک مسالة اساسی.
5ـ تنظیم و تحلیل استراتژی و تاکتیک چپ لاهیجان تا انتخابات 24 آذر، ارتباط مستقیمی با کوشش برای یافتن پاسخ این پرسش دارد که چرا شهروندان لاهیجی، این برسازندهگان حقیقیِ عرصة عمومی لاهیجان، در انتخابات پیشِرو .... ـ هرچند این پیشفرض متکی به آمار دقیق یا سرشماریِ علمی نیست، یکجور کشفِ شهودیست!، به نظر میرسد چندان دور از واقعیت هم نباشد ـ .
اگر از مباحث تحلیلی و تئوریکِ چرایی قهر عمومی بگذریم، میدانیم که واکنش طبیعی در عرصة عمومی لاهیجان اصلِ .... از شرکت در انتخابات شوراست. با اینهمه به نظر میرسد این وظیفة جریان روشنفکری چپِ لاهیجان باشد که از همپوشانی و ترویجِ این ایدهها که «هر تاریخی تاریخ معاصر است» (دکتر طباطبایی) و «اینک، اینک نیست» (م.مؤید) پروژة نوسازی شهر لاهیجان را، دستکم، با برگزاری انتخابات سالم راهبردی سازد. این مساله با ایجاد ارتباط بین مقاطع مختلف انجمنهای شهری در تاریخ معاصر لاهیجان و فراهم ساختن زمینة گفتوگو ـ گفتوگویی حتی یکجانبه ـ شدنیست؛ نگران نباشید |