|
سایت ایرانشهر: لاهيجان از زيباترين شهرهايِ گيلان، بلكه ايران است. موقعيت جغرافياييِ اين شهر در ناحية پايكوهي كه تپهماهورهايِ آن را بوتههايِ هميشه سبزِ چاي، در رديفكاريهايِ منظمِ هندسي پوشانده است، همراه با معماريِ زيبا و خانههايِ ويلايي با سقفهايِ سفالي و رنگآميزيِ سفيد، جلوة زيبايي به سيمايِ شهر بخشيده است. به عبارت ديگر، در لاهيجان، زيباييهايِ طبيعت و شهرسازي همديگر را تكميل كرده اند.
شهرستان لاهيجان در ناحية شرقيِ استان گيلان واقع شده است و از شمال به درياي خزر، از جنوب به شهرستان رودبار، از شرق به شهرستانهايِ لنگـرود و رودسر، و از غرب به شهرستانهايِ آستانة اشرفيه و رشت محـدود ميشود. اين شهرستان، سرزميني هموار و جلگهاي است كه حاصلِ رسوباتِ بهجامانده از رودهايِ گيلان ميباشد. جلگة لاهيجان به علت زيبايي و قدرت حاصلخيزيِ اراضي و وجود فرآوردههايِ كشاورزي و منابع اقتصادي، در بين ديگر شهرهايِ استان اهميت خاصي دارد. هموارترين نقطة اين سرزمين، در قسمتهايِ شماليِ مجاورِ درياست و هرچه از شمال به طرف جنوب پيش رويم، بر ارتفاعِ آن افزوده ميشود. قسمتي از رشتهكوه البرز، ناحية بزرگي از جنوب اين شهرستان را شامل ميگردد و مهمترين رودخانة جاري در آن «پردهسر» است.
شهرستان لاهيجان داراي دو ناحية عمدة جغرافياييِ جلگهاي و كوهستاني است. در ناحية جلگهاي، نوارِ باريكِ ساحلي و در ناحية كوهستاني، محدودههايِ كوهپايهاي، جنگلي و مرتعي در ارتفاعاتِ مختلف به چشم ميخورد. آبوهواي نواحيِ ساحلي و جلگهايِ شهرستان لاهيجان، مرطوب و در فصول مختلف داراي شرايط خيلي مطلوب مي باشد و در كوهستان، نيمـهمرطوب و داراي شرايط متوسط است. ميـزان بارنـدگي در شهرستـان لاهيجان، سالانـه 1000 تـا 1400 ميليمتر ميباشد. كشاورزي (كشت چاي، برنج، حبوبات، درختان ميوه، كنف و درخت توت)، پرورش كرم ابريشم و همچنين صيد ماهي و شكار، فعاليتهايِ اقتصاديِ اين منطقه را تشكيل ميدهد.
متأسفانه در سالهايِ اخير، باغهايِ توت تبديل به مزارع و نقاط مسكوني و گاهي مخروبه گرديده است. كشت كنف نيز كمكم از رونق افتاده و اكنون كمتر كسي حاضر به كشت اين محصول كشاورزي ميباشد؛ زيرا برداشت كنف، زحمت زيادي را دربر دارد و با توجه به پايينبودنِ بهايِ آن، دهقانان رغبتي به كشت آن ندارند. لاهيجان، مهمترين مركز كشت و توليد چاي ايران به شمار ميرود و اين موقعيت را تاكنون با فعاليتي چشمگير حفظ كردهاست؛ بهطوريكه از كلّ زمينهايِ زير كشت چاي در گيلان (30297 هكتار)، حدود 6000 هكتارِ آن در لاهيجان ميباشد. كشت اين محصول براي نخستينبار در زمان ناصرالدينشاه قاجار، به وسيلة حاج محمدحسين اصفهاني در ايران متداول گشت، ولي رواج چنداني نيافت، تا اينكه در سال 1319 هجريقمري با پشتكار محمدميرزاي چايكار، معروف به كاشفالسلطنه، كشتِ آن متداول شد و اولين مزارع چاي در لاهيجان آمادة بهرهبرداري گرديد. با توجه به تعداد زياد كارخانههايِ چايسازي در لاهيجان، اين شهر را ميتوان يك شهر كشاورزي ـ صنعتي دانست. دامپروري در اين شهرستان، به صورت يكجانشيني است و روستاييان علاوه بر كارِ كشاورزي، اقدام به نگهداريِ تعدادي دام مينمايند، كه در درجة اول از فرآوردههايِ آن استفاده نموده، مازادِ آن را براي فروش به شهر ميآورند.
ساختمانهايِ قديم لاهيجان اغلب به سبك معماريِ دورة صفويه است. ديوارهايِ قطور با ارتفاعي قريب به پنج متر و كوچههايِ پيچدرپيچ، نموداري از نمايِ شهر در گذشته ميباشد. اغلب خانههايِ شهر به صورت شرقي ـ غربي ساخته ميشود و كمتر خانهاي را ميتوان در جهت شمالي ـ جنوبي مشاهدهنمود، كه علت آن، تأثير عوامل جغرافيايي از قبيل رطوبت، گرما و باد است. لاهيجان از نظر سابقة شهري قدمت زيادي دارد و قبل از رشت، مركز ايالت گيلان بوده است. علاوه بر آن، حتي پس از اينكه رشت از دورة صفويه اهميت يافت، بازهم لاهيجان به دليل سوابق تاريخي و موقعيت جغرافيايي، مركزِ گيلانِ «بيهپيش» باقيماند. اهميت لاهيجان به عنوان يك شهرِ توريستي علاوه بر زيباييهايِ طبيعيِ آن، چشماندازهايِ زراعيِ باغهايِ چاي است.
اين شهر نيز همانند ديگر شهرهايِ گيلان، از گزند بلاهايِ طبيعي و غارتها و آتشسوزيها بهدور نماندهاست. در سال 706 هجريقمري، اولجايتو اين شهر را اشغال كرد و در سال 890 هجريقمري، زلزله شهر را ويران ساخت. حكامِ دو قسمت گيلان در طرفين رودخانة سفيدرود پيوسته با هم در جدال بودند؛ بخش شرقي با مركزيت لاهيجان و بخش غربي با مركزيت فومن، در هر فرصتي كه دست ميداد، براي كسب قدرت و تاراج شهرهايِ يكديگر، رقابتهايِ خونيني با هم داشتند كه صفحات تاريخ گيلان از منازعاتِ آنان رنگين شدهاست، بهطوريكه در فاصلة سالهايِ 908 تا 914 هجريقمري، پيش از اينكه قدرت حكومت صفوي در گيلان تثبيت شود، شهر به دفعات از طرف حكامِ گيلانِ «بيهپس» غارت شد. پس از آن، حريقِ سال 1058 هجريقمري و زلزلة سال 1088 هجريقمري، خرابيهايِ زيادي در شهر به بارآورد. در سال 1246 هجريقمري، طاعون در لاهيجان كشتارِ زيادي بر جاي گذاشت و باز هم آتشسوزيِ سال 1258 هجريقمري، شهر را از هستي ساقط كرد.
«رابينو» وضعيت لاهيجان را در اوايل سدة ميلاديِ اخير به تفصيل توضيح دادهاست. براساس نوشتة وي، لاهيجان داراي 7 محله، 2260 خانه، 11000 نفر جمعيت، 15 مسجد، 25 زيارتگاه، 4 مدرسه، 6 كاروانسرا، 3 بازار، 2 زورخانه، 300 دكان و تعداد زيادي حمام بودهاست. توسعة شهر لاهيجان را در سدة اخير بايد مديون كشت چاي و رواج سريع آن در منطقه دانست. با توسعة اين كشت، صنايع چايخشككنيِ زيادي در لاهيجان پاگرفت و از اين طريق، اقتصاد شهر به رونق گراييد.
ناحيـة تاريخيِ ديلمان و منطقـة كاكـو در شهرستان لاهيجان واقع بـود كه هـماكنون جزء سياهكل است، و بخش ديگرِ شهرستان لاهيجان، آستانه نام داشت كه اكنون هر دو ناحيه، شهرستان شدهاند. شهر ِلاهيجان، مركزِ شهرستان، دارالملكِ «خاناحمدخان» بود و اولين ناحيه از گيلان است كه به سال 1281 هجريشمسي، تخم چاي در آن كشت شده و به حاصل نشسته است. شهرستان لاهيجان تا اواسط سال 1339 هجريشمسي، از سمت غرب تا حد شاهرود و ناحية بابامنصوري ممتد بود و از جانب شرق، كلية مناطق جلگهاي و كوهستاني تاحد رامسر را دربرميگرفته، وسيعترين شهرستان گيلان بودهاست. در سال 1339 هجريشمسي، شهرستان رودبار از شاهرود تا حد ديلمان از شهرستان لاهيجان منتزع، لنگرود و روستاهايِ مجاورش تا حد رودسر، و رودسر و روستاهايِ مجاورش تا حد رامسر، از شهرستان لاهيجان جْدا و به نام شهرستانهايِ رودبار، لنگرود و رودسر نامگذاري شدند.
نام لاهيجان در جغرافيايِ عموميِ «حدودالعالم» نيامدهاست و چنين برميآيد كه تا قرن چهارم هجريقمري، نام و نشاني نداشته است، اما در يادداشتهايِ «خواجه اصيلالدين محمد زوزني» به سال 650 هجريقمري، نام لاهيجان آمده است؛ بدين شرح كه اولين ناحية شرقيِ گيلان، خطة لاهيجان است و قوم آن، ناصريمذهب هستند. «حمدالله مستوفي» نيز به سال 731 هجريقمري در باب بيستم از «نزهه القلوب» گويد: «... معظم بلاد آن (گيلانات) لاهيجان و فومن است و ...». دوران نامبرداريِ لاهيجان تا سال 1001 هجريقمري به عنوان يكي از دو دارالملكِ معتبرِ گيلان بودهاست. شهر لاهيجان در فاصلة سالهاي 45-36 هجريقمري، يكي از قرارگاههاي اشغالگرانِ روسي بود و در فاصلة سالهايِ 37-35 هجريقمري، مركز فرماندهيِ كل قوايِ شرقيِ جنگل در شرق گيلان و شاهد حوادثي ديگر از پيكارهايِ نامنظم بوده كه در كوهستانهايش از جمله ديلمان روي ميداده است.
بعضي تاريخنويسانِ اسلامي، بنايِ شهرِ لاهيجان را به نام «لاهجبن نوح» نسبت ميدهند كه افسانهاي بيش نيست. چنانكه حتي در قرن سوم هجريقمري، لاهيجان، منطقة شناختهشدهاي نبود و بعدها رو به آبادي گذاشت و نامبردار شد. به نظر ميرسد نام شهرِ لاهيجان، مركب از واژههاي «لاه»، «ي نسبت»، «ج صامت ميانجي» و «ان جمع» باشد، يعني «لاه ي ج ان» يا «لاهي گان» يا منسوب به «لاه» كه به معني ابريشم است، زيرا آباديهايِ لاهيجان، يكي از مراكزِ مهمِ توليد پيله و ابريشم و تهية دستبافتهايِ ابريشمي بوده است. قوميت اهالي شهرستان لاهيجان، گيلك است و به زبان گيلكي با لهجة بيهپيش (شرق گيلان) و گويش لاهيجاني سخن ميگويند.
لاهيجان از نظر جذابيّت توريستي، اهميّت زيادي دارد و سالانه پذيراي حدود 2 ميليون گردشگر ميباشد. بلوار و جزيره و استخر قديمي، شيطانكوه و بامسبز و آبشار مصنوعي، ايستگاه كشاورزي، بقعة شيخ زاهد گيلاني (متعلق به دورة تيموريان)، مقبرة كاشفالسلطنه و گنجينة تاريخ چاي ايران، بقعة چهار پادشاهان (متعلق به دورة كيائيان در قرن هشتم)، مسجد جامع (متعلق به قرن نهم)، حمام گلشن (متعلق به دورة صفويه)، مسجد اكبريه (متعلق به دورة قاجاريه در قرن سيزدهم)، پل خشتي (متعلق به دورة صفويه)، بقاع محلة اردوبازار (متعلق به قرن يازدهم)، بقعة آقا اميرشهيد (متعلق به دورة صفويه)، بقعة محلة گابنه (متعلق به دورة سامانيان)، بقاع محلات خميركلايه، كاروانسرابر، پردهسر، شعربافان و آقا سيدحسين، تالاب بينالمللي اميركلايه و ... از جمله جاذبههاي طبيعي و تاريخي ـ مذهبيِ لاهيجان به شمار ميآيند. مهمترين سوغات شهر لاهيجان، كلوچه است كه با سابقهاي بسيار طولاني شهرت زيادي يافته و اغلب مسافران، آن را به عنوان رهآوردِ سفرِ گيلان با خود همراه ميبرند.
هماينك شهرستان لاهيجان با وسعت 3/584 كيلومترمربع، جمعيت 159013 نفر، 37 درصد شهرنشين، داراي 2 شهر لاهيجان و رودبنه، 2 بخش مركزي و رودبنه، 7 دهستان آهندان، بازكياگوراب، رودبنه، شيرجوپشت، لفمجان، ليالستان و ليل و 183 پارچه آبادي مي باشد. شهر لاهيجان نيز بالغ بر 59 هزارنفر جمعيت دارد.
منبع : سایت ایرانشهر |