|
|
|
   |
دلتگ بوی دود و آتش کلوش |
| |
|
چهارشنه سوري ، سوري كه از آن فقط يك نام مانده است و جايش وحشت ، كه مرا خانه نشين ميكند در اين روز . صدای ترقه و نارنجک های بسيار تو را حكم ميكند كه در خانه بماني و نبيني شوق جوانانی که من پيشتر ايشان را" نسل مشقی" ناميدم.
در سالهای كودكي و نوجواني ، آن هنگام كه عصر انقلاب و جنگ بود و شهادت و ايثار و مقاومت تنها نمادهاي هويت ملي و مذهبي ، آتش حتي اگر از كلوش هم بلند ميشد ، نشانه خشم و کينه و عداوت بود و کسی را دل به روشن کردن آن در چهار شنبه سوري نبود . پریدن از آتش رسما ممنوع بود چه که آن را نوعی ضديت با الگوهاي مذهبي ميدانستند . آتش چهارشنبه سوری جوانان نسل من بسيار مخفيانه ، آن هم توسط قليلي از روی سرخودی و گستاخی روشن ميشد . آتل و باطل کن لاهيجانيها کم رونق تر از آتش های ما بود .
" زردی من از تو و سرخی تو از من " اين همه آنچه بود که ما در غروب های چهارشنبه سوری با تمام انرژی و توانمان ميگفتيم . افتخار ما بر پا کردن آتشی بزرگ تر با مدتي بيشتر بود در تنها روزي كه تجارت كلوش رونق داشت . همه اينها برپا بود حتي با ترس و لرز ، بي آنکه بدانيم زرتشت کيست و برگزاري اين آئين را چه علتي است. بي تعارف بگویم در آن سالها از آن تفسير به ضديت ميشد .
سالها بی اختیار ما گذشت و ديگر آتل و باطل کن ها رنگی ندارد. ارابه هایی دستی که اسپند بارشان بود با آئينه و شمع و گلپر خبري نيست . روستائي دوج سوار ديگر تجارت كلوش نميكند . از پريدن روی آتش هم خبری نيست و جایش را فرار از صدای انفجار و ترس از آسيب گرفته است .
آینده سازان وطن چه عجیب و غريب خوشحالی میکنند و من نگرانم كه كجاي اين رفتار شرم آور نماد ايراني بودن و پاسداشت آئين نياكان ماست . ناراحتيم كه در آن سوي دنيا براي تحقير هويت تاريخيمان فيلم سيصد ميسازند و ما با استفاده از ابزاري كه آنها در اختيارمان گذاشته اند دنبال ايجاد بمب گوگلي هستيم درمحكوميتش .
ما كه خود اينگونه ميكنيم از ديگراني كه سالها كينه و نفرت و دشمنيشان بر ما آشكار است چه انتظاري داريم . چرا به چنين روزي رسيده ايم و چه شد که اکنون بعد از سالها همه آرزوی برگزاری سور شب چهارشنبه آخر سال را با همان آتش ممنوعه دارند ، بماند برای وقتی که حوصله ام جا بياید از دست جوانهای مشقی ، که فعلن دلتگ بوی دود و آتش کاه و کلوشم .
|
|
 |
:: "March 13, 2007" ::
نظر (5)
|
| |
|
 سلام بلا می سر
من یه لاهیجانی هستم
ترانه ساز ترانه ی : فدا دره نم نمه بارون جون گینن دارون چایی باغون امه تیم بیجارون
خوشحالم اومدم اینجا
موفق و پیروز باشی
یا علی |
|
::
March 15, 2007 6:01 AM :: ارسال شده توسط مجتبی مهدوی |
|
 دلم عجیب برای شمال تنگ شده |
|
::
March 15, 2007 12:42 PM :: ارسال شده توسط amin |
|
 امروز اینجا تو رشت چهارشنبه سوریه!
سال نوتون مبارک.... |
|
::
March 20, 2007 5:36 AM :: ارسال شده توسط چشم غمگین |
|
|
|
|
|
| |

 |