|
در شهر به دنبال نديمی ميگردم ، بی صبرانه و مظطرب و البته بسيار نگران ، در همه این ايآم که تبليغات رسمی کانديداهای مجلس هشتم در لاهيجان شروع شده است . ميگويند او رد صلاحيت شده است والبته باورش برای همه لاهيجانيها مشکل و برای لاهيجی که همواره افتخارش اين بوده که در کنار اين مرد بزرگ شاهد شايد گوشه های کوچکی از بزرگی فعاليتهای او باشد ، البته صد چندان سخت تر . ميگويند برای نديمی که از همان آغاز از چهره های اصلی نهضت بزرگ انقلاب اسلامی در منطقه ی شرق گيلان است و همواره دل به ولايت و هدايتش دارد ، عدم التزام عملی به ولايت فقيه و قانون اساسی را دليل رد صلاحيتش ميکنند . برای کسی که از مردمان لاهيجان به پاس همه ی تلاشهای انقلابیش ابوذر نام گرفته است و اکنون حتی بعد از 30 سال از آن روزگار بسياری شايد ندانند هنوز ، که نام شناسنامه ايش ايرج است و برای کسی که سالها در جنگ بوده و دو برادرشهيدش فدای راه اين نهضت حسينی گشته اند ، اين تهمتی ناروا و سخت است . باور کنيد باورش سخت است برای من و همه کسانی که حتی يک روز خود را با نديمی گذرانده باشند سخت است .
برای کسی که هشت سال در کسوت نمايند گی مجلس برای مردمان اين کشور قانون تصويب ميکند و از قضا از فعالترين نمايند گان کشور است ، حداقل به گواه آمار و ارقام خود مجلس ، حکم به عدم التزام به قانون اساسی هم به گونه ای دیگر سخت تر و البته بی تعارف کمی خند ه دار. جالب آنکه اين فرد غير ملتزم به قانون اساسی بدانيد وحتما ميدانيد که حداقل سه ماه ديگر نماينده است و به کار تصويب قانون مشغول خواهد بود برای ما ، با کدام منطق قابل پذيرش خواهد بود اين ادعا .!!.
تا امروز، شايد بسياری به مانند من اعتقاد داشتند که او باز خواهد گشت ، اول به همه ی دلايلی که در سطور بالا نوشتم و دوم ، توانی که از او سراغ داشتند در ممکن کردن هر غير ممکنی به لطف نعماتی که حتما خدا به او داده است و من هميشه به او غبطه ميخورم و اين دليلی بود که هيچ ننويسم در اين ارتباط . اما اکنون که اين مطلب مينویسم تقریبا به قطعيت عدم امکان حضورش در انتخابات هشتمين دوره مجلس رسيده ام . برای گيلان مظلوم و گيلانی محجوب و لاهيجانی دل به او خوش کرده نگرانم چه اينکه اکنون به زيبائی او زيان گويلای گيلان نام گرفته است از همه ی قدرشناسان هم استانی خود . همه ی مردمان گيلان او را سهم خود در مجلس ميدانستند و اين را در طی اين چند روز به روشنی ديدم وقتی که بسياری از وضعيت او سوالم ميکردند و آه و افسوس نگرانی را در چهره هاشان ميديدم آن هنگام که تير خلاص رد صلاحيتش را از زبان من ميشنيدند . واما مهم تر از همه نگرانم برای رای خود که تنها سهمم از دمکراسی است دراين کشور . برگه ی راي م را به نام که پر کنم که در حد ندیمی بزرگ باشد ، پس مظلومانه در انتخابات شرکت ميکنم به همه ی دلايلی که برای خود دارم در اصل حضور ، اما ، به نشانه ی اعتراض به حقی که از من گرفته شده است به غلط یا درست ، بر روی برگه ی رای م مينویسم "زبان گويای مردم مظلوم گيلان - نديمی بزرگ" و بر خواهم گشت به خانه و ديگر هيچ نخواهم گفت دراین ارتباط .22/12/86 |