|
دوباره کم نویس شده ام اما اين بار به صراحت از سر دلسردی . در لاهيجان به جز باران وآبگرفتگی و سرمای بعدش ، ديگر خبری نيست . اساساً لاهيجان ما مدتهاست که غريبانه دچار بی خبری شده است . جهانگيری آبفار بی هيچ سروصدائی حذف شده است .به هر مناسبت ، پرده زنان در رقايت شديدند با همديگر و هيچ معلوم نيست کی اين رسم از لاهيجان برچيده خواهد شد . سنخنگویان شهری ما به جای تأمل در حل مشکلات حوزه ی شهری کماکان نگران خاموش شدن صدای دانشگاه پيام نور و نيم نگاهی به انتخابات آينده ی مجلس . شيطان کويش ، احرار کوه نام گرفته است عملاً . چه خواهد شد در شهری که همه ميخواهند کانيدای مجلس شوند. ازمطبوعاتش تنها صدای لاهيج مانده است که به نظر هيچ صدائی ندارد .هيچ کس از تلاشهای چندين ساله برای تأسيس راديو لاهيجان خبر ندارد و هيچکس ديگر پيگيرش نيست . اگر چند وقتی ديگر آن را در لنگرود شنيديد تعجب نکنيد . شهر به اصطلاح نمونه ی گردشگری جهان اسلام هر دو سينمايش کماکان تعطيل است و با نردها ی آهنی پلمب شده است . (مهيار و هستی ) بچه هايم هيچ تجسمی از سالن سينما ندارند . تلويزيون شهريش در کنار بيمارستان بنا ميشود . رفيقان نيمه ی راه همانها که در همايش پارسال توسعه ی لاهيجان سنگها انداختند ، امسال همايش توسعه ی استانهای شمالی کشور را برگزار ميکنند . نمايشگاه بين المللی گردشگری گيلان را لنگرود برگزار ميکند از سرِ بی جائی لاهيجان. بی تعارف اين روزها بسيار حسودي ميکنم به مردم لنگرود که در هر کجای شهرش که ميروی نشانی ازکار ميبينی وکار و کار .
شهر فرهنگی ما هنوز يک سالن همايش آبرومند ندارد. متولی فرهنگ و ارشادش (البته يک مرد بزرگوار) ترک با آن لهجه ی شيرين است . مسجد آذريهايش چند وقتی ديگر در يکی از قديمترين و اصيل ترين محلات لاهيجان برای گيله مردان منطقه ، مرثيه ی ترکی خواهد خواند و هيچ بعيد نيست چند سال ديگر به مانند رشت چند سال پيش ، لاهيجان را در مجلس شورای اسلامی يک آذری نماينده گی کند . اما لاهيجانيها همچنان به گذشته ی خود مفتخرند و هيچ به اين نمي انديشند که لاهيجان فردا ميبايستی به که و به چه افتخار کند
سعی داری با تمام تلاش و قوايت کار کنی برای مردمت به مانند همه ی چند سال گذشته و حتی بیشتر ولی خود گول زنیست . تو کماکان در فضای شايعه هستی و آن وقت دوستانت هر روز از تو ميپرسند و ميخواهند که چرا نمي نويسی و چرا .و چرا و ... و من به همه ميگويم حفظ عزت سخت است در اين روزها که بر لاهيجان ما ميگذرد و خموشی بهترين گويش
|