ارتباط با من پيوندها بايگاني صفحه اصلي

گفت آقا سفره خالی ميخريد !؟
 
 

وچقدر تأثير گذاشت بر من، اين شعری که نميدانم از کيست :    

    یا د دارم درغروبی سرد سرد   -   ميگذشت از کوچه ی ما دوره گرد - داد ميزد کهنه قالی ميخرم 

 دسته دوم ، جنس عالی ميخرم -  کاسه و ظرف سفالی ميخرم - گر  نداری ، کوزه خالی ميخرم

اشک در چشمان بابا حلقه بست  عاقبت آهی کشيد ، بغضش شکست

   اول ماه است و نان در سفر نيست  - ای خدا شکرت ، ولی اين زندگيست !؟

بوی نان تازه هوشش برده بود - اتفاقاً مادرم هم روزه بود 

 خواهرم بی روسری بيرون دويد - گفت آقا سفره خالی ميخريد !؟


:: "January 15, 2009" :: نظر (6)
   

در شگفتم که سلام آغاز هر دیداریست ،
ولی در نماز پایان است .
شاید این بدین
معناست که پایان نماز ، آغاز دیدار است .

:: January 16, 2009 10:43 AM :: ارسال شده توسط Esmail


•«می خواستم زندگی کنم،
راهم را بستند،
ستایش کردم، گفتند خرافات است،
عاشق شدم، گفتند دروغ است
گریستم، گفتند بهانه‌است،
خندیدم، گفتند دیوانه‌است،
دنیا را نگه دارید ، می‌خواهم پیاده شوم!»

:: January 16, 2009 10:48 AM :: ارسال شده توسط Esmail


در بي كرانه زندگي دو چيز افسونم كرد
آبي آسمان كه ميبينم و ميدانم نيست...
و خدايي كه نميبينم و ميدانم هست...

:: January 19, 2009 3:31 PM :: ارسال شده توسط Esmail


كاش گفتن حقيقت مثل گفتن ساعت بود.

اي كاش...

:: January 21, 2009 1:36 PM :: ارسال شده توسط Esmail



همه لرزش دست و دلم از آن بود كه عشق
پناهي گردد...

:: January 27, 2009 12:08 PM :: ارسال شده توسط Esmail


سلام
جناب مهندس پيله ور عزيز
عرض ادب و احترام خدمت دوست ساليان دور من كه ديگر يادي از ما نمي كند
خيلي خوشحال شدم كه بعد از مدتها دوباره فرصتي شد براي ديدن وب سايت زيباي شما كه سر شار از شور و نشاط و اميد و دلنگرانيهاي يك دلسوز اين جامعه هستش

اميد دارم موفق و پيروز و سر بلند باشيد

:: January 28, 2009 8:35 AM :: ارسال شده توسط علي جهاني