|
چند وقتی است که به زعم لاهيجانيها ، مهدی شمس هميشه منتقد ، انتقاد ميکند و پيله ور دست به قلم ، به اين بهانه فرصت را غنيمت ميشمرد وبه صورت مشروح برايش پاسخ مينويسد و روزنامه های محلی نيز، آن را سريال جذابی کرده اند برای خواننده گان خود. در اين مدت نظرات خوب و بد بسياری ،بدين واسطه از متن جامعه ی لاهيجان شنيدم که البته هرکسی از ظن خود ميشد يار من يا شمس و من مطابق معمول کار خود ميکردم. چندی پيش ، پس از پايان کلاس اخلاق ،امام جمعه ی محترم لاهيجان جناب حاج آقا رنجبر نيز از اين ميگفت واز فحوای کلامشان اينگونه برميامد که همه ی مطالبم را کاملاً ميخوانند وجالب اينکه اين روند منطقی و مدنی بسيار مورد تأئيدشان بود. ايشان اعتقاد داشتند ، نتيجه ی اين مباحثات محترمانه ی رسانه ائی ، برای تنوير افکار عمومی و روشن شدن اذهان از عملکرد نهادهای شهری لاهيجان بسيار مفيد است . در مقابل نظرات ارزشمند اينچنينی ، عده ای نيز اين موضوع را مبنائی برای گرفتن ماهی از آب به اصطلاح گل آلود کرده بودند بی خبر و غافل از اينکه پيله ور دشمنی نميداند و دشمنی کردن بلد نيست حتی با .... فراوان اين روزهای خود و افتخارش نيز اين است که دشمن نميتراشد و برای تأمين مصالح لاهيجان لاهيجانيها و تحقق توسعه ی اين شهر و اعتلای مجدد نام آن و رفاه وآسايش مردمانش ، حاضر به هر گونه همکاريست ، با هرکسی ، با هرنوع انديشه ائی و از هر کجا با هر سمتی که باشد
امروز اما در آخرين گام پاسداشت دهه فجر سی امين سالگرد انقلاب شکوهمند اسلامی ايرن در لاهيجان ، در مراسم افتتاح مسجد سپاه ، آن هنگام که به دليل شرکت در مراسم افتتاح آبرسانی کوه بنه و آهندان ، دير به جماعت رسيده بودم ، در رديف آخر ، به سمت مهدی شمس رفتم که در حال اقتداء بود ، به شوخی اما با ظرافت و البته با کمی فشارعمدی در ميانه ی مهدی شمس و مهران آزادسرو به نماز ايستادم واصرار به اينکه نماز امروز بيشتر ثوابش برای در کنار شمس بودن است .بعد آن نيز کلی مصافحه و ابراز محبت فيمابين آن هم در برابر همه ی ديده گانی که احتمالا منتظر برخوردی ديگر (شايد) از من و آقای شمس بودند و سپس همراه با او در خودرویش به سمت آبفا و کلی هم انديشی در باب چگونگی حل مشکلات شهری لاهيجان و پيشنهاد تشکيل جلسات مشترک بيشتر از سوی من که به گرمی از سوی ايشان پذيرفته شد
من ميگويم چه جای کينه و دشمنی و نفاق و جوسازی ها مخرب مينماند ، وقتی که هنوز ميتوانيم درکنار هم به نماز بايستيم و با هم گفت و گو کنيم .مردم از ما دعوا نيمخواهند.مردم لاهيجان از ما کار و تلاش ميخواهند. من همواره تأکيد ميکنم که همه ی جسم و جان و سلامتی و دانائی و توانائيم را وقف مرمان شريف لاهيجان کرده ام و از خداوند برای تحقق آرمانم ، ياری طلب ميکنم و تا زمانی که اينجا هستم و چه بعد اين در هر موقعيتی که باشم دست همه ی کسانی را که دل به توسعه و پيشرفت اين شهر و استان را دارند ، به گرمی خواهم فشرد ، فارغ از هر ...
|