ارتباط با من پيوندها بايگاني صفحه اصلي

بررسي يک اشتباه تاریخی - آیا شمس الدين لاهيجی ِ معلم همان شمس الدين لاهيجی نوربخشی است ؟
 
 

هم زماني و هم نامي قاضي شمس الدين لاهيجي معلم ، با شمس الدين محمد لاهيجي نوربخشي که از بزرگان صوفيه نوربخشيه بوده است، موجب خلط بين اين دو نام و پديد آمدن اشتباهاتي شده است. چنان که رويمر نويسنده بخش اول کتاب تاريخ ايران در دوره صفويان کمبريج (ص 17) اين دو شخص را يک نفر پنداشته و به همين منوال اين اشتباه در دائرة المعارف بزرگ اسلامي نيز راه يافته است( مدخل اسيري لاهيجي نوشته نجيب مايل هروي). لازم به ياد آوري است که شيخ محمد بن يحيي بن علي گيلاني لاهيجي نور بخشي ملقب به شمس الدين و متخلص به اسيري از مردم لاهيجان گيلان در نيمه اول قرن نهم هجري تولد يافت. او نويسنده شرح معرف گلشن راز(اثري که انجيل تصوف ايران شمرده مي شود) مي باشد و در عين حال که صوفي نام آوري بود، به مذهب شيعه هم تعلق داشت
شاه اسماعيل صفوي وقتي که ولايت فارس و شيراز را گرفت به زيارت شيخ لاهيجي رفت و از او سئوال نمود که چرا لباس سياه اختيار نمودي ؟ شيخ فرمود: به جهت تعزيه امام حسين(ع)، شاه گفت : تعزيت ايشان قرار يافته که در سال ده روز باشد، شيخ گفت: مردم به خطا رفته اند، تعزيه آن حضرت تا دامن قيامت باقي است . سيد حسن نصر اين داستان را حاکي از تحول کاملي دانسته که در بين اعضاي طريقت نور بخشيه رخ داده و آنها را کاملا وابسته به تشيع کرده است. روند مشابهي نيز در بين طريقت نعمت اللهي و صفوي مشاهده مي شود
از جمله تأليفات وي مثنوي اسرار الشهود و مفاتيح الاعجاز في شرح گلشن راز است . با اين توضيحات واضح است که شمس الدين محمد لاهيجي متخلص به اسيري که صاحب خانقاه بوده غير از شمس الدين محمد لاهيجي قاضي است که در پرورش شاه اسماعيل سهيم بوده و در دربار او حضور داشته است، ضمن آن که سال درگذشت اسيري لاهيجي 912 هجري ذکر شده است اما زمان وفات لاهيجي قاضي و معلم همچنان که ذکر شده پس از 957 هجري است. مزاوي نيز متذکر شده است که : نمي توان اثبات کرد که مولانا شمس الدين لاهيجي که للِه اسماعيل در گيلان بوده همان شمس الدين محمد بن علي گيلاني لاهيجي نوربخشي ، مفسر گلشن راز شبستري است. مسئله اي که ممکن است موجب التباس و اشتباه بين اين دو نفر شده باشد، حضور فرزند لاهيجي شارح گلشن راز ( احمد بن شمس الدين محمد لاهيجي نوربخشي متخلص به فدايي که شاعر بوده و ديوان شعري از او باقي مانده است) در در بار شاه اسماعيل است، او از مقربان در بار شاه اسماعيل صفوي بود که به عنوان سفير از سوي شاه اسماعيل به سوي سلطان محمد شيباني رفت و مباحثات و مناظراتي با بزرگان دربار او انجام داد و بعد از مراجعت مورد عنايت و اکرام شاه اسماعيل قرار گرفت

 


:: "February 14, 2009" :: نظر (0)