همه ی ثمرم از دوره ی طولانی کاریم در لاهيجان ، محبت و رضايت مردمان است که درهميشه ی ايام خصوصاٌ در این چند روز به من ابراز میدارند و تجارب و خاطراتی شیرين ، که آموزه هائی شده اند برایم در ادامه ی کار و زندگی . از جمله اين نوشته ی همکاری برایم در چند سال پيش ، آن هنگام که من از دستش کلافه بودم و او از من به شدت دلگير . در واقع اين نوشته ، پاسخ کامل او بود ،بعد از چند روز، در قبال پرسشم از او ، که يک مدير خوب از نظر شما بايد چه ويژه گيهائی داشته باشد . به گمانم اين 20 بند چکيده ائی است صادقانه و خالصانه، از همه ی آنچه که ما به عنوان علم مديريت ميخوانيم و بايد بکار بنديم و هر مدير ، هر روزِ خود را با مرور اين بندها باید آغاز کند ، آنچنان که من ، بعدِ اين سعی داشتم در حد توانم اينگونه باشم ، با تشکری مجدد از او . مدیری خوب است که ... 1- ابروهایش کمتر گره بخورد 2- همه را به حساب بیاورد 3- ذره بین بدست نگیرد و برای شکار عیب ها ، اسبش را زین نکند 4- مدام به دنبال بهانه نباشد 5- دیگران را محکوم نکند. 6- همیشه از خودش بپرسد:" من برای دیگران چه کرده ام ؟" 7- این جمله بر زبانش جاری نشود :" این مشکل ، مشکل شماست " 8- تشکر کردن را هیچ وقت از ياد نبرد 9- اگر چیزی برای گفتن ندارد ، سخنی نگوید . 10- با نگاهش آرامش را پیشکش نماید . 11- زمینه ساز "فرصت " برای دیگران باشد و فرصت ها را به تهدید تبدیل نکند . 12- مدیریتش به گونه ائی باشد تا محیط اداره یک محیط امن و آرام برای همه ی کارمندانش باشد نه یک محیط ناامن و آزاد دهنده . 13- با کارمندانش به عدالت رفتار کند . 14- برای لحظه ائی خود را به جای کسی که مورد عتاب قرار میدهد بگذارد و ببیند اگر به جای او بود چه حسی داشت . 15- هرگاه مدیری کارمندش را مورد انتقاد قرار داد برای جبران باید 60 بار او را تشویق نماید . 16- هر گونه حرف و حرکتی از جانب مدیر مورد قضاوت سایرین قرار میگیرد . بنابراین مدیر باید مراقب حرکات و رفتار خود باشد . 17- برای رعایت نظم و انظباط اداره با افراد خاطی که به قوانین و مقررات اداره توجهی ندارند محکم و جدی برخورد نماید . 18- هرچند ماه یکبار جلسه ائی آزاد با حضور کارمندان تشکیل دهد تا همه بتوانند مسایل و مشکلاتی را که با آن درگیرند براحتی مطرح نمایند . 19- اگر قرار است به کارمندی تذکر دهد ، این کار را در حضور سایرین انجام ندهد . 20- نظارت برای همه یکسان باشد. به گونه ائی نباشد که یک تعداد خاص و معدود از افراد در اداره چنان آزادی عمل داشته باشند تا هر طور که دلشان خواست رفتار کنند .